آرشيو بخش ‘مشاوره روانشناسی’ جديدترين مطالب

09
Mar

شخصیت نخستین هدفی است كه با تیر عصبانیت شما قربانی می‌شود.

گاهی عواقب ناشی از این عصبانیت، بیش از قربانی شدن شخصیت یا آبروی شما تلفات خواهد داشت و منجر به دردسرهای بزرگ و جدی زیادی می‌شود.

زمانی یك فرد، فهمیده و باشخصیت محسوب می شود كه در موقعیت‌های سخت و تحریك‌كننده، كنترل اوضاع را به‌خوبی در دست بگیرد. بعضی از آدم‌ها وقتی عصبانی می‌شوند، بدون اینكه عواقب آن را در نظر بگیرند، تمركز خود را از دست می‌دهند و دست به كارهایی می‌زنند كه خودشان هم بعدا باور نمی‌كنند كه چنین اعمالی را انجام داده اند. آنها به‌علت اینكه نتوانسته‌اند لحظه‌ای كوتاه بر خشم خود غلبه كنند، افكار و اعمال مخفی خود را برای دیگران به نمایش گذاشته‌اند.

افكار مخفی را می‌توان واكنشی آنی دانست كه مغز آدمی در پاسخ به شرایط به‌وجود آمده، به شما پیشنهاد می‌دهد، اما بعضی مواقع بهتر و صلاح است كه پیشنهادهای مغز را مخفی نگه داریم و از انعكاس آن به دنیای خارج خودداری كنیم.

ما اگر بخواهیم محبوبیت و شخصیت خود را نزد دیگران حفظ كنیم باید بدانیم كه هر لحظه ممكن است شرایطی پیش آید كه محبوبیت و شخصیت ما بدون آنكه خودمان بدانیم در معرض آزمایش و خطر قرار بگیرد و اگر آن زمان كوچك‌ترین اشتباهی از ما سر بزند، شخصیت ما نزد دیگران لكه دار خواهد شد. موقعیت‌های پیش آمده هرچه‌قدر هم هولناك و طاقت‌فرسا باشند، باز هم اطرافیان این توقع را از ما دارند كه در مقابل مشكلات و معضلات با بردباری و درایت رفتار كنیم و هر گونه واكنش تند و غیرمعقول، عدم‌توانایی ما در حل مشكلات را در افكار دیگران تداعی خواهد كرد.

عصبانیت، جزو جدانشدنی زندگی افراد است و تنها نحوه برخورد شخص در مهار آن است كه می‌تواند موجب بروز یا كنترل عصبانیت شود.
با در نظر گرفتن راه‌هایی كه در زیر ذكر شده، می‌توان از بروز عصبانیت در خود و دیگران جلوگیری كرد و یا حداقل از شدت آن كاست:

- در زمان مشاجرات سعی كنید از لحن و كلماتی استفاده كنید كه موجب آزار طرف مقابل‌تان نشود و او را تحریك نكند.
- رفتار خود را تحت كنترل داشته باشید و از نمایش اعمالی كه موجب بی‌احترامی و توهین به دیگران می‌شود، خودداری كنید.

- موقعیت شناس باشید و با یادآوری این جمله در ذهنتان كه “هر سخن جایی و هر نكته مكانی دارد” در زمان مطرح كردن موضوعات، مطمئن شوید كه اكنون شرایط و موقعیت شما و طرف مقابل‌تان برای گفت‌وگو مناسب است یا نه؛ مثلا فرد غریبه‌ای در میان شما حضور نداشته باشد، یا خودتان و طرف مقابل آمادگی ذهنی لازم برای بحث در رابطه با آن موضوع را داشته باشید، زمان كافی و مناسب باشد، مدارك و مستندات قابل بحث در دسترس باشد، افراد تحریك‌كننده و سوءاستفاده‌گر در بین شما نباشند، مكان گفت‌وگو مناسب باشد تا شرایط محیطی ذهن شما را مخدوش نكند. – به مشكلات بخندید! در زمان گفت‌وگو خوش اخلاق باشید و در برابر ناملایمات لبخند بزنید تا عصبانیت شما بروز نكند. طوری بخندید كه طرف مقابل فكر نكند او را مسخره می‌كنید و با حالتی كه نسبت به یكدیگر احساس صمیمیت بیشتری كنید بحث خود را با خنده و شوخی همراه كنید.

- با رفتار و سخنان خود به طرف مقابل اطمینان دهید كه خواهان حل مشكلات هستید و با شخص او مشكلی ندارید.

- به‌گونه‌ای رفتار كنید كه دیگران احساس نكنند قصد زرنگی، فریب و سوءاستفاده از آنها را دارید. برای این كار بهتر است قبل از ارائه راهكار، خودتان را جای طرف مقابل بگذارید تا ببینید از نتیجه كار راضی می‌شوید. اگر این طور بود بعد آن را مطرح كنید و در زمانی كه او راهكاری ارائه می‌دهد، باز هم موقعیتش را در نظر بگیرید و سپس پاسخ دهید.

- اشتباهات خود را بپذیرید و بابت آن به صراحت عذرخواهی كنید. بهترین زمان عذرخواهی كه بیشترین تاثیر را در طرف مقابل خواهد داشت، همان زمانی است كه شما به اشتباه خود پی برده‌اید.

- اگر در زمان گفت‌وگو احساس كردید كه تحملتان به سر آمده، به آرامی عذرخواهی كرده و ادامه بحث را به زمان دیگری موكول كنید.

- برای مشاجرات جدی زنگ تفریح بگذارید و هر چند وقت یك بار بحث را متوقف كنید و چیزی بخورید، هوایی تازه كنید یا صورت خود را با آب سرد بشویید.

- سعی كنید به نكات مثبت سخنان طرف مقابل تان بیشتر توجه كنید و از صحبت‌های او برداشت منفی نداشته باشید.

- از دروغگویی و انكار اتفاقات خودداری كنید.

- اشتباهات او را بزرگ نمایی نكرده و خطاهای خود را كوچك نشمارید.

- به تهدید و موقعیت‌های خوب خود متوسل نشوید.

- عاقلانه و عادلانه قضاوت كنید.

- اگر طرف مقابلتان درمانده است و به چیزی نیاز دارد، سعی كنید توقعش را به درستی درك كنید.

- بد نیست كه بعضی مواقع گذشت كنید و به نفع طرف مقابل‌تان رای بدهید. او هم این كار شما را مدنظر خواهد داشت و در جایی جبران خواهد كرد، به این ترتیب مشكل به راحتی حل خواهد شد. دقت كنید كه اگر خلاف آن را انجام دهید، نتیجه برعکس خواهد بود.

- به آرامی سخن بگویید و هر چند وقت یك بار خود و طرف مقابل‌تان را به آرامش دعوت كنید.

- احساسات او را جریحه‌دار نكنید.

- اگر طرف مورد بحثتان همسر یا فرد نزدیك به شما است، هر چند وقت یك بار به او بگویید دوستش دارید و بد او را نمی‌خواهید.

- در صورت امكان با طرف مقابلتان صمیمی باشید و او را در آغوش بگیرید یا شانه‌هایش را لمس كنید.

- از یكدیگر پذیرایی كنید، حتی اگر میزبان نباشید.

- بعضی مواقع بد نیست كه بحث را عوض كنید و در مورد موضوعاتی كه طرف مقابلتان علاقه دارد صحبت كنید.

- زمانی كه از سخنان طرفتان خرسند می‌شوید او را مطلع‌سازید و اگر از صحبت‌هایش ناراحت شدید با مهربانی به او توضیح دهید و خواهش كنید كه روش خود را تغییر دهد.

- در پایان گفت‌وگو به او بگویید كه جلسه خوبی داشتید و به نتایج روشنی رسیدید.

در پایان به مغزتان بگویید، زمانی که عصبانیت می شوید به جای ارسال پیشنهادهای خطرناك به شما، یادآور شود كه “وقتی عصبانی هستی، بیشتر از همیشه مراقب رفتارت باش.”

امیر دشتكیان
همشهری آنلاین

تبیان

09
Mar

سلامت-خدا کند شما از آن خانواده‌هايي نباشيد که همه اعضايش با هم قهرند و اگر مجبور شوند در مجلسي دور هم جمع شوند هر کسي گوشه‌اي را انتخاب مي‌کند و ثانيه‌شماري مي‌کند که مجلس تمام شود؛ اما به هر حال اگر در خانواده شما، دو نفر با هم قهرند و کدورتي به دل دارند، قطعا شما هم که با هر دوي آنها رفت و آمد داريد، در عذاب خواهيد بود.

ايام عيد که مي‌رسد، گروه اول آمار مي‌گيرند که مبادا طرف مقابل در منزل شما باشد و آنها با هم روبه‌رو شوند. گاهي دلتان مي‌گيرد که مگر ما چند روز ديگر زنده‌ايم ياچند بهار ديگر زمان داريم که آن را به قهر و جدايي سپري کنيم؟ تصميم مي‌گيريد آن دو نفر را آشتي بدهيد اما ناگهان اين در ذهن شما جرقه مي‌زند که: «مبادا از دستم ناراحت شوند و روابطشان خراب‌تر شود؟!» …

اگر شما هم مثل يکي از دوستان من، اکرم، قصد داريد توي اين عيد مراسم آشتي‌کنان راه بيندازيد، آماده شويد تا سري به بدري‌سادات بهرامي بزنيم و راه و چاه اين کار را از او بپرسيم. اکرم، سه خاله و دو دايي دارد. مادرش با خاله‌هايش قهر است و از قهرشان بيش از سه سال و نيم مي‌گذرد. از وقتي مادربزرگش به رحمت خدا رفته انگار کانون گرم خانواده و صميميت‌هايشان هم مرده. اکرم 35 ساله است، داستان زندگي‌اش را از زبان خود او بشنويد:

قصه از کجا شروع شد؟

سه سال پيش عروسي کردم. با اينکه دو تا خاله خوب داشتم اما تا زمزمه کردم که آيا مي‌توانم دعوتشان کنم يا نه، مادرم اخم درهم کشيد و گفت: «چرا که نه، اما من توي عروسي‌ات پا نمي‌گذارم.»

دايم جاي خالي آنها را حس مي‌کردم، به خصوص دخترخاله و پسرخاله‌هايم که از کودکي با هم بزرگ شده بوديم. آنها هم به خاطر مادرهايشان حق ندارند با من يا مادرم تماس بگيرند. مدتي بعد باخبر شدم، دخترخاله‌ام باردار است و تا چند وقت ديگر زايمان مي‌کند.

يواشکي به بيمارستان رفتم اما نه تنها آنها تحويلم نگرفتند بلکه مادرم نيز وقتي فهميد تا يک هفته رابطه‌مان شکرآب بود. باور کنيد موضوع قهر آنها به حدي خنده‌دار است که خودشان هم نمي‌دانند، دقيقا چيست. شايد سوءتفاهمي ساده، بدگماني، چه مي‌دانم، اما من خسته شده‌ام!

خاله بزرگم 60 ساله است و بيماري قلبي دارد؛ نمي‌دانم اگر خداي نکرده اتفاقي بيفتد مادرم چه طور خودش را به خاطر اين سال‌هاي دوري خواهد بخشيد. من کوچک‌تر از آن هستم و نمي‌دانم آيا حق دارم يادشان بدهم که گذشت کنند يا نه. هر سال عيد دلم مي‌خواهد بگويم به جاي خانه تکاني، قلب‌هايشان را از کينه بتکانند و تمامش کنند. اما نمي‌دانم چطور از ايام عيد به عنوان بهانه آشتي استفاده کنم.

اکرم: مي‌دانيد خانم دکتر، من نمي‌دانم همه اين حرف‌هاي پرمهر را چه طور به خاله‌ها يا مادرم بگويم؟ به نظر شما مي‌توانم با کمک يک بزرگ‌تر و روبه‌رو کردن آنها، بخواهم با هم آشتي کنند؟

بله، به عقيده من براي پايان چنين کدورت‌ها و قهرهايي بين خواهر و برادرها و يا دوستان، يک نقطه شروع لازم است. گاهي خودشان خجالت مي‌کشند يا حس مي‌کنند که نبايد غرور خودشان را بشکنند و پيش‌قدم شوند و بنابراين اگر يک تسهيل‌گر در اين ميان باشد بسيار کمک‌کننده است ولي نکات مهمي وجود دارد که افراد آشتي‌دهنده و به‌خصوص دو طرف دعوا و قهر بايد بدانند. اول اينکه شما فقط بايد در مکاني مناسب، مثلا در يک مراسم ديدار عيد، قراري ترتيب بدهيد و زمينه دور ريختن عواطف منفي آنها را فراهم کنيد و حتما لحظات خوبي که آنها با هم داشتند و به دست فراموشي سپرده شده را يادآوري کنيد. تعريف کنيد که اين دو خواهر در فلان موقعيت‌هاي خاص که شما کوچک بوديد يا نوجوان بوديد چه طور عاشقانه در کنار هم بودند، چه روزگار خوشي داشتند، چه قدر مادر و پدرشان به آنها توصيه مي‌کردند فداکار و صادق باشند و از اين قبيل صحبت‌ها. سپس همان‌طور که مرسوم است مراسم روبوسي برگزار ‌شود. معمولا در اين مرحله ديگران مي‌گويند هر چه بوده را فراموش کنيد و کينه‌ها را به دور بيندازيد ولي اشکال کار در همين‌جاست. قدم‌هاي بعدي اين آشتي را بايد خود دو نفر بردارند و در موقعيتي مناسب ريشه‌ها و عواملي که باعث شد تا رابطه‌شان به قهر برسد بررسي کنند. جستجو کنند که چه اتفاقي افتاد که در اين سيکل معيوب افتادند و چرا همه لحظات خوب قبل فراموش‌شان شد. در اين حل و فصل بايد فقط طرفين قهر حضور داشته باشند و اگر در همان مجلس و در حضور ديگران اين حرف‌ها زده شود، اغلب اوقات اوضاع بدتر مي‌شود چون ديگران هم نظرات مختلفي مي‌دهند و مثلا مي‌گويند: «راست مي‌گه، تو بزرگ‌تر بودي و نبايد چنين و چنان مي‌کردي!» پس قدم دوم بعد از آن مهماني آشتي دادن و مرور لحظات خوب که سال‌ها براي شکل‌گيري آن رابطه اعتبار و سرمايه صرف شده بوده و حالا يک دفعه فراموش شده و خاک ‌خورده است، مي‌باشد. بايد دو خواهر قراري دو نفره بگذارند و در آن گفتگوي صميمانه، وقتي حالشان خوب است، سر صحبت را باز کنند و کشف کنند چرا دچار اين سوءتفاهم شدند.

اکرم: ولي خانم دکتر! اين طوري دوباره دعوايشان مي‌شود. اين ريشه‌يابي به چه دردي مي‌خورد؟

البته چون از موضوعات تلخ حرف مي‌زنند ممکن است حتي حال خوبشان هم به بدي تبديل شود اما ما توصيه مي‌کنيم اين صحبت کردن تا آنجايي پيش رود که در حد آستانه تحمل‌شان باشد. اگر يکي متوجه شد امکان دارد کنترل خود را از دست بدهد بايد مثلا بگويد خب براي اين دفعه بس است. من يک چاي بياورم و خلاصه سوژه را عوض کنند و توقف و ادامه بحث به جلسه بعد موکول شود. درست است که پروسه مرور و زنده کردن ماجراهاي دردآور گذشته غمگين و تلخ است اما بايد حتما به آن پرداخته شود تا اولا آن دردها يا سوءتفاهم‌ها با توضيح منطقي التيام يابد و در دل شما عقده نشود و دوم اينکه راهي پيدا کنيد که آن اشتباه در آينده تکرار نشود و يک بحران و تنش جديد درست نکند. مثلا من به شما مي‌گويم، تا شنيدم شما نزد خانم فلاني از من بدگويي کردي ناراحت شدم. نتوانستم خشمم را کنترل کنم و فکر کردم بهتر بود سوءتفاهم‌ات را با خودم مطرح مي‌کردي تا اينکه گله مرا نزد او بگويي. او نه فقط اعتبار مرا در محل کارم زير سوال برد بلکه هرچه خودش دوست داشت بگويد از قول تو گفت و آبرويم را ريخت. از اين به بعد هر نقطه تاريکي در حرف و رفتارم ديدي از خودم بپرس. يا علتش را مي‌گويم يا توضيح مي‌دهم که سوءتفاهم نشود. من و تو دوست هستيم. اگر مشکل‌مان را با هم حل نکنيم، ديگراني که سودجو هستند، هيزم در آتش ما مي‌ريزند. پس بيا ديگر نگذاريم هيچ حرفي بين ما در هاله‌اي از ابهام بماند.

حرف آخر

ايام عيد فرصت خيلي خوبي است که به بهانه اين جشن باستاني که بيانگر هويت ما ايراني‌هاست، عواطف منفي را از خود دور کنيم و مثل درختان و زمين با بهار، دوباره نو شويم. عيد ما و تحويل سال نو با خودش پيام‌هاي زيادي دارد که اگر کمي دقت کنيم متوجه آنها مي‌شويم. همين ديد و بازديدها مي‌تواند زمينه رفع کدورت‌هاي سال قبل باشد. مي‌تواند بهانه تجديد ديدار باشد. بهانه‌اي براي اينکه به خاطر خودمان و نه به خاطر ديگران، کينه‌ها و خشم‌ها را دور بريزيم تا سال توام با آرامشي را شروع کنيم. گاهي وقت‌ها که با طرفين دعوا يا قهر صحبت مي‌کنيد متوجه مي‌شويد آنها، طرف مقابل را مستحق اين بخشش نمي‌دانند و حاضر به آشتي کردن نيستند.

نکته همين جاست که آنها نمي‌دانند بايد به خاطر خودشان و براي اينکه عواطف منفي را از خود دور کنند تن به آشتي بدهند. بايد با خود بگويند حيف است که سلامت روح و جسم خودم را با انباشته کردن تلخي اين خشم و کينه به خطر بيندازم. ممکن است آن آدم به نقطه استحقاق از نظر شما نرسيده باشد اما خود شما آيا استحقاق مصون ماندن از آسيب‌‌هاي رواني را نداريد؟‍! گذشته از همه اين حرف‌ها بايد يادمان باشد همين آدمي که الان مورد غضب و قهر ماست قبلا با ما لحظه‌هاي خوبي هم داشته، لحظات نابي که پر از فداکاري، مهرباني و صداقت بوده است. نبايد تلخي يک سوءتفاهم يا حتي يک اشتباه باعث شود روي همه آن لحظات زيبا چشم ببنديم. اين بي‌انصافي است.

09
Mar

اگر همسر انسان کار خطایی انجام داد روش برخورد با او باید چگونه باشد؟

اگر خدای ناکرده مشکلاتی در زندگی زناشویی برای انسان پیش بیاید مخصوصا اگر این مشکل و خطا از ناحیه همسر انسان باشد اولاً: تا جایی که مقدور است انسان باید چشم پوشی، عفو و گذشت نماید ثانیا: مشکلات را با ایجاد فضای محبت‏آمیز و گرم به صورت روشن،صریح و شفاف با همسرش در میان گذارد که این کار اگر در اولین فرصت مناسب صورت بگیرد بهتر است. فایده این کار آن است که اگر خطایی از هر کسی صادر شده باشد با این صحبت کردن در فضای آرام روشن میشود و بعد از روشن شدن مطلب باید سعی شود که آن مسأله دیگرتکرار نشود چرا که تکرار آن باعث از هم پاشیده شدن زندگی مشترک میشود. نکته‏ای که در خاتمه به آن اشاره میکنیم این است که به خاطر مسائل کوچک موقعیکه باعث اختلال در روند طبیعی زندگی شما نشود زندگی را برای خود و همسرتان تلخ نکنید و اعصاب خودتان و همسر گرامیتان را خراب ننمایید همانطور که بالا اشاره کردیم زندگی با عفوو گذشت شیرین‏تر میشود و نهایتا اینکه همسر گرامی شما به ادعای شما خیلی علاقه‏مند به شما میباشد شما میتوانید از حسن اعتماد ایشان نسبت به شما بهره برداری کنید و موارد اختلاف را با گفتگوی همراه با صداقت و در محیط گرم و صمیمی به بحث و بررسی دوستانه بپردازیدتا حل شود چرا که شاید اشتباه از خود شما و رفتار نامناسب شما باشد نه از همسر محترمتان و لذا به کلام و رفتار خود به طور مطلق نگاه نکنید. البته بهتر است در این باره به کتاب‏هایی که پیرامون اخلاق و شیوه همسرداری و رابطه زناشویی نگارش یافته‏اند مراجعه کنید، ولی به طور خلاصه چند نکته را متذکر میشویم. انشاءاللّه‏ در زندگی آتیه زیبای شما خالی از فایده نباشد.1- به مسائل واقع‏بینانه بنگرید. اموری که در پیرامون شما و همسرتان میگذرد سعی بکنید آن چنان که در واقع است دریابید.2- با حوادث اتفاق افتاده برخورد معقولانه داشته باشید. تا آن‏جا که میتوانید از تکیه بر امور حدسی و ظنی خودداری بکنید. با اهرم احساسات بهاستقبال مسائل نروید.3- طرز برخورد با همسرتان رفتار همدلانه باشد؛ یعنی در حل مسائل نوعی برخورد بکنید که او شما را عین خود بداند و تو را با خود همراه و هم‏مقصدببیند. به این نقطه برسد که شما او را درک کرده‏اید و یا در صدد درک فهم و شعور او هستید.4- به همسرتان به چشم یک دوست و شریک واقعی زندگی بنگرید هم‏چنان که انسان سعی دارد دوستش را به سبب نوع رفتار و گفتار خود نرنجاند وهمیشه او را از خود راضی نگه دارد. در برخورد با همسر نیز باید رفتار این‏گونه باشد.5- به اموری که مربوط به همسرتان میباشد مثل جهیزیه، پدر و مادر، برادر و خواهر و فامیل و دوستان او به چشم احترام بنگرید. هرگونه که شما به اموروابسته به خودتان مینگرید همان نگرش را هم نسبت به امور وابسته به همسرتان داشته باشید.6- اگر میتوانید گاهی در کارهای خانه به همسرتان کمک کنید. مثلاً شستن ظرف‏ها، تمیز کردن خانه و نگه‏داری از بچه. این به علت این است کهاولاً خانم احساس نکند که اینها کارهایی است که از ناحیه مرد به گردن او گذاشته شده است. ثانیا: ایجاد فراغت بال برای همسر موجب آرامش وشادی و طراوت در زندگی میگردد.7- مشکلات را با ایجاد فضای محبت‏آمیز و گرم به صورت روشن، صریح، شفاف با همسرتان در میان بگذارید. در اولین فرصت این کار صورتبگیرد بهتر است.{J
http://www.porsojoo.com/

09
Mar

(در اوج عصبانیت با مشت حمله كنید منتها به كیسه بوكس (2))

وجود نظریه‌ هایی‌ مبنی‌ بر ضرورت‌ ابراز پرخاشگری، عده‌ای‌ را به‌ این‌ نتیجه ‌گیری‌ غلط‌ واداشته‌ كه‌ جلوگیری‌ از یك‌ پاسخ‌ پرخاشگرانه‌ در انسان‌ ، موجب‌ بیماری‌ یا سبب‌ شدت‌ رفتار پرخاشگرانه‌ می ‌شود.از این‌ رو پالایش‌ روانی‌ پرخاشگری‌ را مطرح‌ كرده‌اند كه‌ سه‌ شیوه‌ را دربرمی ‌گیرد:

1. فعالیت های‌ بدنی‌ از قبیل‌ بازی های‌ ورزشی، دو، جست‌ و خیز و مشت ‌زدن‌ به‌ كیسه‌ بوكس.

2. اشتغال‌ به‌ پرخاشگری‌ خیالی‌ و غیرمخرب.

3. اعمال‌ پرخاشگری‌ مستقیم‌ مثل‌ حمله‌ و صدمه ‌زدن‌ و ناسزا گفتن.

مطالعات‌ نشان‌ داده‌ كه‌ مردم‌ از بازی‌ لذت‌ می‌ برند، اما پرخاشگری‌ آنها كاهش‌ نمی ‌یابد؛ چنان‌ كه‌ در میدان های‌ مسابقه‌ شاهد جنگ‌ و جدل‌ ورزشكاران‌ هستیم. پرخاشگری‌ خیالپردازانه‌ نیز چندان‌ سودمند نیست، اما نكته‌ مهم‌ در این‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ كسی‌ آسیب‌ جدی‌ نمی‌ رسد. ظاهراً در این‌ شیوه، خشم‌ و ناكامی‌ تا اندازه‌ای‌ تسكین‌ می ‌یابد، ولی‌ آن‌ نیز در درازمدت‌ پرخاشگری‌ را افزایش‌ می ‌دهد.

درباره‌ شیوه‌ سوم‌ هم‌ اكثر شواهد دلالت‌ بر این‌ دارد كه‌ آسیب ‌رساندن‌ به‌ دیگری، احساسات‌ منفی‌ پرخاشگر را نسبت‌ به‌ فرد مورد آزار افزایش‌ می‌ دهد و این‌ وضعیت‌ ممكن‌ است‌ به‌ پرخاشگری‌ بیشتر منجر شود. مایكل‌ كان2 به‌ این‌ منظور طی‌ آزمایشی، به‌ یكی‌ از تكنیسین های‌ آزمایشگاهی‌ كه‌ با مراجعه ‌كنندگان‌ در ارتباط‌ بود، اجازه‌ داد به‌ مراجعان‌ توهین‌ و آنها را تحقیر كند. سپس‌ برای‌ گروهی از آنها شرایط‌ ابراز احساسات‌ منفی‌ نسبت‌ به‌ تكنیسین‌ را فراهم‌ آورد تا خصومتشان‌ فرو نشیند. سپس‌ در حالت‌ آزمایشی‌ دیگری، از ابراز پرخاشگری‌ آنها ممانعت‌ شد. نتیجه‌ بسیار قابل‌ توجه‌ بود؛ آنهایی‌ كه‌ اجازه‌ ابراز پرخاشگری‌ داشتند، بعدها نسبت‌ به‌ تكنیسین‌ احساس‌ نفرت‌ و دشمنی‌ بیشتری‌ می‌ كردند. به‌ عبارتی‌ می ‌توان‌ گفت‌ ابراز پرخاشگری‌ تمایل‌ به‌ پرخاشگری‌ را كاهش‌ نمی‌ دهد، بلكه‌ آن‌ را افزایش‌ می‌ دهد.

زمانی‌ كه‌ احساس‌ نفرت‌ از شخصی‌ را بر زبان‌ می‌ آوریم‌ یا اقدام‌ به‌ آسیب‌ رساندن‌ به‌ وی‌ می ‌كنیم، دیگر نمی‌ توانیم‌ به‌ این‌ شناخت‌ برسیم‌ كه‌ آن‌ فرد جنبه‌های‌ خوبی‌ هم‌ دارد یا من‌ هم‌ به‌ او بدی‌ كرده‌ام. از سوی‌ دیگر، وقتی‌ در برابر كسی‌ پرخاشگری‌ می‌ كنیم، به‌ این‌ معناست‌ كه‌ جاذبه‌ آن‌ شخص‌ در نظر ما كم‌ شده‌ است. به‌ همین‌ سبب، پس‌ از اعمال‌ پرخاشگری، كوشش‌ خواهیم‌ كرد تا حُسن های‌ او را دست‌ كم‌ بگیریم‌ و معایب‌ وی‌ را برجسته‌ تر كنیم‌ تا از این‌ طریق‌ ناهماهنگی‌ شناختی‌ را كاهش‌ دهیم. به‌ علاوه، سعی‌ می‌ كنیم‌ تا دلایل‌ دیگری‌ (حتی‌ غیرواقعی) را برای‌ تنفر از آن‌ فرد پیدا كنیم.

مردم‌ اغلب‌ پس‌ از كتك‌ زدن، فریاد كشیدن، توهین‌ كردن، یا پرتاب‌ ظروف‌ احساس‌ آرامش‌ می ‌كنند. این‌ اعمال، برای‌ مدتی‌ كوتاه‌ تنش‌ را زایل‌ می ‌كند و فرصتی‌ فراهم‌ می ‌آورد تا قدرت‌ خود را نشان‌ دهند؛ اما در بلندمدت‌ خشونت‌ را افزایش‌ می ‌دهد.كارول‌ تاوریز(CAROL TAVRIS) (1984) عقیده‌ دارد بروز خشم‌ در صورتی‌ مؤثر است‌ كه‌ این‌ شرایط‌ را داشته‌ باشد:

الف) عصبانیت‌ خطاب‌ به‌ فرد متخلف‌ باشد (ابراز عصبانیت‌ به‌ دوستان‌ ممكن‌ است‌ خشم‌ را افزایش‌ دهد).

ب) بیان‌ كردن‌ آن، نیاز به‌ اثر گذاشتن‌ بر موقعیت‌ یا اصلاح‌ یك‌ بی‌عدالتی‌ را ارضا كند.

ج) زمانی‌ كه‌ شخص‌ فكر می‌كند با اظهارنظر خود می‌تواند رفتار فرد دیگری‌ را تغییر دهد یا به‌ عبارتی‌ ابراز وجود وی‌ موجب‌ می‌ شود تا دیگران‌ نظراتش‌ را بفهمند و با او همكاری‌ كنند.

اگر این‌ شرایط‌ وجود ندارد، توصیه‌ می‌شود كه‌ «لبتان‌ را گاز بگیرید» یا «جلوی‌ زبانتان‌ را نگه‌ دارید»؛ اما اگر خالی‌ كردن‌ خشم‌ سبب‌ راحتی‌ شما یا فراموش‌ كردن‌ آن‌ می ‌شود، بهتر است‌ این‌ كار را در تنهایی‌ و در غیر حضور بچه‌ها انجام‌ دهید؛ زیرا كودكان‌ در هر شرایطی‌ رفتار پرخاشگرانه‌ را الگو قرار می ‌دهند.

آریستوتل (ARISTOTLE) می ‌گوید: همه‌ می‌ توانند عصبانی‌ شوند و این‌ كار آسان‌ است؛ اما بجا، به ‌اندازه، در زمان‌ مناسب، برای‌ هدفی‌ درست‌ و به‌ طریق‌ صحیح‌ بر دیگری‌ خشم ‌گرفتن‌ كار آسانی‌ نیست.

گفته‌ می ‌شود كه‌ در آمریكا در صورتی‌ خشونت‌ حل‌ خواهد شد كه‌ اولیای‌ مدارس‌ به‌ سلامت‌ روانی‌ كودكان، خود كنترلی‌ و اخلاقیات‌ بیشتر توجه‌ كنند و همین‌ طور شرایط‌ اقتصادی‌ اجتماعی‌ مساعدتری‌ به‌ وجود آید.

دوستن (DEUSTEN) (1993) در برنامه‌ای‌ با عنوان‌ «آموزش‌ دنیای‌ صلح‌ آمیز»، به‌ آموزش‌ تعاون‌ وحل‌ تعارض‌ در برنامه‌های‌ مدارس‌ تأكید كرده‌ و از مسئولان‌ مدارس‌ خواسته‌ تا فنون‌ مباحثه‌ متمركز و مداخله‌ مؤثر در درگیری های‌ واقعی‌ را برای‌ دانش‌آموزان‌ به‌ كار بندند.

بدیهی‌ است‌ اگر همه‌ یاد بگیرند كه‌ موارد غیرمنطقی‌ (از جمله‌ حسادت، رنجش، خشونت، تعصب‌ و تحقیرهای‌ روان شناختی) را كنترل‌ كنند، دنیای‌ بهتری‌ خواهیم‌ داشت. البته‌ عده‌ای‌ این‌ اهداف‌ را آرمانگرایانه‌ می‌ دانند و عقیده‌ دارند كه‌ نمی ‌توان‌ طبیعت‌ افراد را عوض‌ كرد. متأسفانه‌ نگرش‌ این‌ افراد ناامید كننده‌ است. دوست ‌داشتن‌ دیگران‌ یك‌ تكلیف‌ بزرگ‌ است‌ و نیازی‌ به‌ مجوز ندارد. بزرگترین‌ مشكل‌ این‌ است‌ كه‌ مردم‌ باور ندارند كه‌ پرخاشگری‌ قابل‌ كنترل‌ است؛ دنیا را همواره‌ با جنگ‌ و نفرت ‌دیدن‌ بدبینانه‌ است.

“روان شناسی‌ اجتماعی”، ارونسون، الیور؛ ترجمهِ حسین‌ شكركن، تهران

تبیان

09
Mar

حدود یک ساله که ازدواج کردم ولی از بارداری هراس دارم البته یک مورد سقط هم داشتم هر وقت تصمیم میگیرم باردار شوم دچار استرس شدید شده و از بارداری منصرف میشوم در این مورد باید با چه کسی صحبت کنم؟پاسخ : با سلام
خواهر خوبم اگر بارداری امری پراسترس و پرتنش برای عموم بود پس باید همه افراد برای این امر دچار تشویش می شدند. برخی اوقات ما باید برای عادی سازی رفتار خود به همنوعان خود نگاه کرده و خودمون رو با شرایط عادی تطبیق بدهیم. درسته که شما یک خاطره ناخوشایند در این زمینه دارید, اما دلیلی نداره منتظر وقوع دوباره آن باشید. درحال حاضر با پیشرفت علوم و تکنولوژی همان طور که احتمال ناباروری تقریباً به صفر رسیده پس مسئله شما نیز قابل رفع است و احتمالاً با اندک مراقبتهایی می تونید از آن پیشگیری کنید. بهتره نتیجه بارداری را درنظر داشته و شیرینی لحظاتی که کودک خود را پس از انتظاری 9 ماهه درآغوش می گیرید درک کنید. سعی کنید نگرش خود را از بارداری به عنوان دوره ای سخت و پرفشار به نگرشی مثبت تبدیل کنید. دورانی که موجودی زنده درشما درحال رشد است و شما لحظه به لحظه رشد او را درک می کنید. و حتی با او ارتبا برقرار می کنید. و شما با ارتباطی کلامی می تونید به او در رشد تکمیل تر کمک کنید. پس شیرینی و لذت آن را درنظر بگیرید و از منفی اندیشی بپرهیزید.

کارشناس تبیان

09
Mar

آيا در زندگيتان دچار نگراني شدهايد و نميدانيد چطور آرامش خود را حفظ کنيد!! در زندگي هر انساني شرايطي پيش ميآيد که نميتواند آرامش خود را حفظ کند…

آيا در اداره يا محل کارتان، دچار نگراني شدهايد و نميدانيد چطور آرامش خود را حفظ کنيد!! يک تضاد در زندگيتان به وجود آمده است و نميدانيد با اين مشکل چطور کنار بياييد، در زندگي هر انساني شرايطي پيش ميآيد که نميتواند آرامش خود را حفظ کند.
حال ما چندين توصيه براي شما داريم تا بتوانيد در شرايط سخت، آرامش خود را حفظ کنيد:

1. در ابتدا بايد بدانيد که اين ناآراميها از کجا نشات ميگيرد و سرچشمهي آن کجاست؟؟ درروز ما انسانها به دلايل مختلف ناآرام ميشويم، و اگر شاغل باشيد اين ناراحتيها مسلما بيشتر خواهد بود، و بنا به شغلتان و حساسيتهايي که هر حرفهاي دارد، ناآراميها بيشتر ميشود.

2. در مرحله ي بعدي مهم اين است که ياد بگيريد با مشکلات کنار بيايد، مشکلات وجود دارند چه شما ناآرام باشيد و يا چه آرام .

پس بهتر است که آرامش خود را حفظ کنيد و بر خداي توانا توکل کنيد تا او مشکلات را حل کند. مهم است که بدانيد و بتوانيد يک عقبنشيني فکري در برابر مسائل داشته باشيد. هر گاه عصباني ميشويد از جر و بحث کنار برويد، و به مدت پنج دقيقه نفس عميق بکشيد، راه برويد، يک ليوان آب بنوشيد، و اين سوالات را از خودتان بپرسيد: آيا واقعا اين موضوع اين قدر مهم است؟ آيا اگر داد و فرياد بزنيد راه حلي پيدا ميشود؟ همين چند جملهي کوتاه اثري بينظير و غير قابل باور دارد، اگر باورتان نمي شود يک دفعه که عصباني ميشويد امتحان کنيد.

3. به بهداشت بدن خود توجه داشته باشيد: زيرا اگر به بهداشت و سلامت بدن خود توجه نداشته باشيد هنگامي که عصباني ميشويد، ناراحتيهاي بيشتري به سراغ شما ميآيند، هيچ گاه استراحت خود را کاهش ندهيد، و غذاي خود را در آرامش کامل ميل کنيد و از محرکهاي مانند: نوشيدنيهاي که حاوي کافئين هستند و از قرصهاي مسکني مانند: انواع آسپيرينها، و از همه مهمتر داشتن خوابي کامل است به خاطر داشته باشيد که يک خواب کامل و راحت ميتواند خستگي روزمرهي شما و نا آراميهايي را که در طول روز تجربه کردهايد را از بين ببرد.

4. ورزش کنيد: زيرا افرادي که ورزشکار هستند صبر بيشتري دارند حتي ورزشهاي سادهاي مانند: دو، پياده روي، دوچرخه سواري و يا ورزشهايي مانند: شنا، و… را انجام دهيد. دو بار در هفته ورزش کنيد، ورزش کردن جريان خون را تسريع ميکند و باعث جلوگيري از سکته در مواردي ميشود که فرد عصباني ميشود. و ورزشهايي که در جهت تممد اعصاب مفيد هستند را انجام دهيد ورزشهايي مانند: يوگا، مديتيشن، ماساژ و … . و البته ميتوانيد يک موزيک آرام نيز گوش کنيد تا اعصابتان سريعتر آرام شود.
www.golpesar.ir

09
Mar

دوستي مي‌گفت: (مي‌دانم زن‌ها چي مي‌خواهند، اين‌كه شوهرشان پول زيادي در اختيار آنان بگذارد و آنها خرج بكنند!؟) او اشتباه مي‌كرد، چرا كه هر زني به راحتي مي‌تواند پولي كه در اختيارش مي‌گذاريد را خرج كند، اما او با اين چيزها نمي‌تواند نيازهاي عاطفي‌اش را برطرف كند چرا كه او به شوهرش احتياج دارد.

از طرفي خيلي از مردها عشق خود را با هديه‌هاي رويايي كه شخصي است نشان مي‌دهند به راستي مي‌دانيد همسرتان چه هدايايي را دوست دارد؟ يعني مي‌دانيد همسر شما اگر ماشين ظرفشويي هديه بگيرد خوشحال مي‌شود يا يك شاخه گل سرخ؟ آنچه كه در ادامه مي‌خوانيد نمونه‌هايي از هدايايي است كه خانم‌ها خيلي دوست دارند.يك شاخه گل، كارت‌هاي تبريك، عطر، جواهرات، نامه‌اي كه خودتان نوشته باشيد، لباسي كه دوست دارد، گلدان قشنگ، مجسمه‌هاي سراميكي، كتاب شعر و يا حتي ماندن يك شب در هتل و به اينها شكلات! را هم اضافه كنيد.

به ياد داشته باشيد كه خريد هديه‌اي كوچك و ارزان و تقديم آن به شكلي خوشايند، مي‌تواند براي او جالب توجه‌تر باشد. (الن كريدمن) در كتابش تحت عنوان (راز دلبسته كردن زن) و يا (چراغ دل زنت را روشن كن) مي‌نويسد: جرالد مي‌گفت: همسرم، برشتوك را هر روز صبح با شير مي‌خورد، به خاطر همين موضوع، به سوپرماركت رفتم و يك جعبه بزرگ برشتوك خريدم و آن را با يك گره پاپيوني بسته‌بندي و يادداشتي هم ضميمه‌اش كردم: (براي بهترين و كامل‌ترين زني كه مي‌شناسم.) مي‌توانم به شما بگويم آن شب آمدنم به خانه خيلي استثنايي بود، چنين هديه كوچكي براي او مفهوم بسياري داشت. و يا (چيپ) يك بسته شكلات خريد و آن را در كيف همسرش گذاشت و يادداشتي هم ضميمه آن كرد كه روي آن نوشته بود: (به همسر بي‌نظيرم كه هميشه به من خوبي و عشق مي‌دهد.) زماني كه مرد به سركارش رسيد، زن به او تلفن كرد كه بگويد با اين كارش روز خوبي را براي او تدارك ديده است. يا يكي ديگر از دوستانم مي‌گفت: من هر روز صبح خيلي زود سر كار مي‌رفتم، شب قبل به گلفروشي رفتم، يك شاخه گل رز و يك شاخه گل زنبق خريدم و صبح روز بعد به همراه يادداشتي در كنار بالش زنم گذاشتم.

بر روي يادداشت نوشته بودم: (گل‌هاي رز قرمز هستند و بنفشه‌ها آبي، گرچه من در محل كارم هستم، به تو فكر مي‌كنم.) شب كه به خانه آمدم با من مثل يك سلطان رفتار شد. تصورم اين بود كه براي خوشحال كردن همسرم به پول فراوان احتياج دارم، اما دريافتم كه دو شاخه گل به اندازه يك كت خز موثر است. يا ديگري يك مجسمه عقاب سراميكي خريد و يادداشتي به آن چسباند كه روي آن نوشته بود: (زماني كه تو در كنارم هستي، من از عقاب بالاتر پرواز مي‌كنم) سپس آن را در جايي كه مطمئن بود، زنش پيدا مي‌كند، گذاشت. آن مجسمه سراميكي حالا جزو يكي از دارايي‌هاي باارزش اوست.(آلن كروفي) مي‌گويد: تمامي اين مردها از اين‌كه وقتي بخواهند فكر خود را به كار بيندازيد، چقدر خلاق خواهند بود، حيران شدند. هديه‌هايي كه آنها دادند، شايد كوچك بود، اما براي همسرانشان دنيايي ارزش و نتايجي جالب توجه به همراه داشت. هر آنچه را تصميم مي‌گيريد به همسرتان هديه بدهيد و مطمئن باشيد كه هديه‌اي كامل است. هميشه كار اضافي نيز انجام دهيد، اگر هديه‌تان گلدان است، در آن گل بگذاريد، اگر هديه وسيله موسيقي است، يادداشتي كوچك روي آن بگذاريد، اگر امكان پيچيدن هديه هست، آن را بسته‌بندي كنيد.

چون زن‌ها دوست دارند بسته‌بندي‌ها را باز كنند، اگر هديه شما يك ظرف شيريني است، در آن حتما شيريني بگذاريد. و زني مي‌گفت پس از 25 سال ازدواج، هنوز اولين سالگرد ازدواجم را به ياد دارم. شوهرم آن روز را فراموش كرده بود، ابتدا تصور مي‌كردم كه او شوخي مي‌كند، اما شوخي در كار نبود. من تمام روز را گريه كردم، سرانجام در حدود ساعت هشت شب، او شتابان به فروشگاهي رفت و يك ظرف مخصوص شكلات خريد و به خانه آورد، وقتي آن ظرف را ديدم بلندتر گريه كردم، براي آن كه مي‌دانستم در خريد آن اصلا فكر نكرده است چون من رژيم داشتم و او يك ظرف شكلات خريده بود( !او حتي درك اين را نداشت كه در آن ظرف شكلات بگذارد.) زني ديگر مي‌گفت: شوهرم در خانواده‌اي بزرگ شده است كه عادت به خريدن هديه ندارند، او هرگز نديده بود كه پدرش براي مادرش گل بياورد، از اين رو واقعا تصور نمي‌كرد كه روزهاي تولد يا سالگردها اهميت دارند.
www.shamimm.ir

09
Mar

تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید كه چطور پیر می‌شویم و یا اینكه از كجا می‌فهمیم كه شخصی پیر شده‌ است؟

وقتی پیر می‌شویم بدنمان تغییرات زیادی پیدا می‌كند. دستگاه‌های مختلف در بدن كم ‌كم فرسوده می‌شوند و این فرسودگی از كارایی آنها می‌كاهد.

در حالت كلی، ماهیچه‌ها، رگ‌های خونی، چشم‌ها، گوش‌ها و دیگر ارگان‌های بدن قابلیت ارتجاعی خود را از دست می‌دهند.

قلب به خوبی كار نمی‌كند، استخوان‌ها ضعیف می‌شوند و متابولیسم بدن به شكل چشمگیری كاهش می‌یابد.

در كنار تغییراتی كه داخل بدن، هنگام كهولت صورت می‌پذیرد و غیر از سفید شدن موها كه ممكن است در جوانی هم صورت پذیرد، برخی از تفاوت‌های ظاهری نیز نشان‌دهنده پیری هستند.

خطوطی كه در چهره نمایان می‌شود، از اولین نشانه‌های بالا رفتن سن است كه سالانه میلیون‌ها دلار خرج از بین بردن آنها می‌شود.

برخی از تغییرات ظاهری شامل موارد زیر است:

چین و چروك‌ها:

الیاف پروتئینی در پوست انسان وجود دارند كه كلاژن و الاستین نام دارند كه به تدریج هر چه سن انسان بالاتر می‌رود، قدرت خود را از دست می‌دهند.

نور آفتاب به این مرحله كمك زیادی می‌كند و باعث می‌شود كه پوست انسان زودتر پیر و چروك شود.

خشكی پوست:

با بالا رفتن سن، چربی پوست نیز کاهش می یابد، بنابراین پوست خشك و خشك تر می‌شود.

لك‌های پیری:

لكه‌های سیاه رنگی كه روی دست‌ها و پاها و صورت ظاهر می‌شوند، معمولاً به علت در معرض آفتاب بودن بیش از حد در دوران جوانی است. این لك‌ها با بالا رفتن سن در نقاطی كه بیشتر در معرض آفتاب بوده اند، بروز می‌كند.

برای جلوگیری از بروز نشانه‌های ظاهری در پیری، راه‌هایی نیز وجود دارد:

جلوگیری از آفتاب مستقیم:

نور آفتاب یكی از بدترین اثرها را روی پوست بدن می‌گذارد. یكی از عمده‌ترین آنها سرطان پوست است.

گذاشتن كلاه، عینك و قرار نگرفتن در مقابل تابش آفتاب ،نمایان شدن خطوط پیری و خشك شدن پوست را به تعویق می‌اندازد.

سیگار كشیدن:

سیگاری‌ها خیلی بیشتر در معرض چین و چروك‌های پوست هستند.

اینكه چطور سیگار باعث چین و چروك پوست می شود، هنوز مشخص نیست، اما تحقیقات نشان می‌دهد كه سیگاری‌ها زودتر پیر می‌شوند و این پیری از نظر ظاهری و ارگان‌های بدن است.

آخرین تحقیقات نیز حاكی از آن است كه پوست خانم‌ها با بالا رفتن سن، بسیار زودتر از مردان چروك می‌شود و ورزش و آرامش اعصاب، دوای درد پیری زودرس است.

در حالت كلی به افرادی پیر گفته می‌شود كه سن آنها بالا رفته است و سیستم‌های مختلف در بدن آنها هر كدام به نوعی كارایی خود را از دست داده اند.

بالا رفتن سن بر هر كدام از ارگان‌های بدن تأثیر خاص خود را می‌گذارد و در نهایت از خوب كار كردن آنها بسیار می‌كاهد.

المیرا صدیقی

تبیان

09
Mar

در مورد ازدواج خیلی هراس دارم , نکند با فردی ازدواج کنم که نتواندآن گونه که می خواهم باشد,چه کنم , چه معیاری را برای انتخاب همسر پیشنهاد می کنید؟

چگونگی انتخاب همسر مسأله‏ای مهم و حساس است ولی در عین حال نباید زیاد وسواس به خرج داد. مشکلی کهبرای شما پدید آمده تقریبا مشکل همه است ولی میزان اهتمام و توجه به آن در افراد متفاوت میباشد معیارهایی که جناب‏عالی در گزینش همسر در نظر دارید تا حدود زیادی درست است ولی درعین حال باید بدانید که هیچ کس صددرصد طبق معیارهایی که انسان ابتدائا در نظر دارد آفریده نشده و پرورش نیافته است. کما این که ممکن است نسبتبه طرف‏های مقابل شما نیز همین‏گونه باشد و صد درصد آن طور که آنان میخواهند نباشید. بنابراین ضمن حفظمعیارهای خوب باید چند نکته را در نظر گیرید:
1) چون جامعه ما اسلامی است و اکثر قریب به اتفاق مردم تا حدود زیادی متناسب با فرهنگ و ارزش‏های اسلامیرشد کرده‏اند نور ایمان و اسلام در غالب دلها تابان است. البته درجات ایمان متفاوت است ولی شما هم نباید انتظارداشته باشید که حتما از بالاترین سطح ایمانی انتخاب کنید. بل همین که همسری یافتید که نسبت به وظایف دینی خود کوشاست و گرد معصیت نمیچرخد کافی است.
2) اکثر زنان جامعه ما در پرتو هدایت‏های اسلامی و ایمانی نسبت به همسران خویش وفادار دلسوز و فداکارند. لذااز این جهت خیلی دغدغه خاطر نداشته باشید. البته در روایات متعددی آمده است که به هنگام گزینش همسر بهاخلاق و روحیات و رفتار خانواده‏اش بنگرید. زیرا او در چنان محیطی پرورش یافته و منعکس کننده همان روش‏ها وهنجارهاست.
3) شما در صورتی که 60 یا 70 درصد از معیارهای خود را در کسی یافتید میتوانید به همان اکتفا کنید و بیش از آنرا با برنامه‏ای حساب شده و با اخلاق رفتار و ارشاداتی نیکو و صمیمانه بسازید. ضمن آن که سطح توقع خود را نبایدخیلی بالا ببرید و از طرفی باید بکوشید که خود نیز زوجی نیکو با وفا خوش اخلاق و شایسته برای همسرتانباشید.
4) از دعاهای مخصوص ازدواج استفاده کنید و همواره از خداوند در این امر مهم استعانت جویید.
5) مشورت با بزرگان فامیل و خانواده بخصوص مادر و خواهران بزرگتر در این رابطه بسیار نافع است.
6) مسأله ترس شما نیز امری عادی است و همین که وارد اقدامات عملی دراین زمینه شدید با گذر زمان از بینمیرود.
برای آگاهی بیشتر ر.ک: علی اکبر مظاهری جوانان و انتخاب همسر
www.shamimm.ir

09
Mar

دلایل مختلفی برای بروز رفتار نامناسب وجود دارد. همچنین « اقتضای سنی» می‌تواند عامل رفتارهای نامناسب باشد. این گونه رفتارها غالباً در صورت برخورد مناسب، تصحیح می‌گردند. باید به یاد داشته‌باشیم که پذیرش رفتارهای نامناسب، کار عاقلانه‌ای نیست. پیامی که با پذیرش رفتار نامناسب به کودک انتقال می‌یابد این است که باور می‌کند که رفتارش بد نیست و برای دیگران اهمیتی ندارد.

معمولاً این جملات و عبارات برای توجیه رفتارهای ناپسند کودکان شنیده می‌شود:

* بچه است دیگه

* بزرگ می‌شود خوب می‌شود

* اقتضای سنش است

با وجودی که مرتب شاهد این گونه رفتارها هستیم امّا بی‌تفاوت بودن و اقدامی نکردن، کار درستی نیست. دلیلی برای پذیرش رفتارهای نامناسب و یا انتظار آن‌ها را داشتن، وجود ندارد. فکر نکنید که کاری نمی‌توانید انجام دهید. این اشتباهی است که غالباً صورت می‌گیرد.

ما باید رفتار کودک را درک کنیم و کمک کنیم با تأثیر مثبتی که می‌گذاریم، آن رفتار تصحیح شود.متأسفانه، نادیده انگاری و چشم بر هم گذاشتن در مقابل رفتار کودک، کار آسانی است امّا باید بدانیم که با این کار، آن رفتارها ادامه می‌یابد و در بسیاری موارد بدتر و شدیدتر هم می‌گردد.

هدف و منظور از رفتارهای نامناسب را تعیین کنید:

نوعاً چهار دلیل برای رفتارهای نامناسب وجود دارد:

* توجه

* انتقام

* قدرت

* نمایش ناتوانی

توجه: هنگامی که کودک نتواند توجه شما را به خود جلب کند ، غالباً به انجام رفتارهایی می‌پردازد تا جلب توجه کند.

انتقام: هنگامی که کودک به دلیلی حس کند که او را دوست ندارند ، برای جلب توجّه به انتقام جویی می‌پردازد. هنگامی که کودک به دیگران و یا احساسات آن‌ها آسیب می‌رساند حس می‌کند که آدم مهمی است.

قدرت: این گونه کودکان نیاز دارند که « رئیس » باشند. آن‌ها فقط هنگامی احساس قدرت می‌کنند که رئیس باشند. تلاش برای کسب قدرت در این شرایط افزایش می‌یابد.

نمایش ناتوانی: این گونه کودکان معمولاً دارای سطح کمی اعتماد به نفس هستند و چون فکر می‌کنند کاری از دستشان ساخته نیست، در مقابل سختی‌ها زود تسلیم می‌شوند. آن‌ها غالباً حس این که کاری را با موفقیت انجام دهند ندارند.

پس از آن که هدف و منظور از رفتار نامناسب را تشخیص دادید ، حال می‌توانید نسبت به تغییر آن اقدام کنید. به طور خلاصه، چیزهایی که باید به منظور تغییر رفتارهای نامناسب به خاطر داشته باشید به قرار زیرند:

* همیشه با کودکانتان رفتار احترام‌آمیز داشته باشید. در نهایت، رفتار احترام آمیز شما، احترام متقابل به همراه خواهد داشت. همیشه رفتاری که دوست دارید از آن‌ها ببینید را خودتان انجام دهید.

* کودکتان را تشویق کنید که اعتماد به نفسش را تقویت کند. به او القاء کنید که دوستش دارید و به رفتارهای مناسبش توجه نشان دهید.

* هرگز خود را درگیر قدرت‌نمایی‌های او نکنید. از عصبانی شدن خودداری کنید و تلافی نکنید.

* باور کنید که تمام رفتارهای نامناسب، ریشه در نیاز به توجه دارند.